|
منوی اصلی
پست الکترونیک قدیمی ها قدیمی ها
شهریور 1387
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 مرداد 1385 جستجو
پیوندها
وبلاگ بهترین دوستم (صالح)
عکس های خودم امیر حسین مولازاده (پروفایل) وبلاگ دوست خودم(امین) Science is so beautiful وبلاگ دوست دیگر خودم(علی رضا) وبلاگ معلم خودم(آقای استاد) وبلاگ دوست دیگر خودم(فرزاد) سایت خودم :: طراح قالب:: ارتباطات
|
جملات زیبا و عکس های زیبا و ...
صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی 1=1
معلم پاي تخته داد مي زد |+| نوشته شده توسط a.h.m در جمعه ششم مرداد 1385 ساعت 10:10
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل. از همان روزی که فرزندان آدم صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید، آدمیت مرد گرچه آدم زنده بود. * از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود * بعد دنیا پر از آدم شد و این آسیاب گشت و گشت قرن ها ازمرگ آدم هم گذشت ای دریغ آدمیت بر نگشت * قرن ما روزگارمرگ انسانیت است سینه ی دنیا از خوبی ها تهی است صحبت از آزادگی،پاکی،مروت ابلهی است قرن موسی چنبه هاست * من که از پژمردن یک شاخه گل از نگاه ساکت یک کودک بیمار از فغان یک قناری در قفس از غم یک مرد،در زنجیر حتی قاتلی برادر! اشک در چشمان و بغضم در گلوست وندرین ایام،زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست مرگ او را از کجا باور کنم؟ * صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای!جنگل را بیابان می کنند دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند * صحبت از پژمردن یک برگ نیست فر ض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست در کویری سوت و کور در میان مردمی با این مصیبتها صبور صحبت از مرگ محبت،مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است فريدون مشيری
|+| نوشته شده توسط a.h.m در جمعه ششم مرداد 1385 ساعت 10:8
|
<.................................................................................................................................