|
منوی اصلی
پست الکترونیک قدیمی ها قدیمی ها
شهریور 1387
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 مرداد 1385 جستجو
پیوندها
وبلاگ بهترین دوستم (صالح)
عکس های خودم امیر حسین مولازاده (پروفایل) وبلاگ دوست خودم(امین) Science is so beautiful وبلاگ دوست دیگر خودم(علی رضا) وبلاگ معلم خودم(آقای استاد) وبلاگ دوست دیگر خودم(فرزاد) سایت خودم :: طراح قالب:: ارتباطات
|
جملات زیبا و عکس های زیبا و ...
صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی دکتر علی شریعتی
پروردگارم ،مهربان من از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش! در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ... در هراس دم می زنم در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم. "تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی" "کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم" دردم ، درد "بی کسی" بود (( دکتر علی شریعتی))
خدایا ...خدایا به من زیستنی عطا کن، که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردنی عطا کن که بربیهودگیش سوگوار نباشم . برای اینکه هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند. خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت . خدایا رحمتی کن تا ایمان ، نان ونام برایم نیاورد ، قدرتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم ، تا از آنهایی باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند ، نه از آنهایی که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند .
روحش شاد. |+| نوشته شده توسط a.h.m در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 22:47
نشانی
|+| نوشته شده توسط a.h.m در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 12:28
احمدی نژاد
|+| نوشته شده توسط a.h.m در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 17:20
نان
من در نانوایی , قلبی دیدم از جنس نان, قلبی بزرگ,گرم و خوشبو, و فکر کردم((اگر من قلبی از جنس نان داشتم چند کودک می توانست آن را بخورد! یک لقمه برای تو ,دوست من برای تو که گرسنه ای ! یک لقمه از این نان قلبی برای توست و برای تو ,و برای تو!)) به کودکی که گرسنه است و می ترسد کافی نیست که بگویی((دوستت دارم!)) وقتی که کودکی را گریان می بینی کافی نیست که بگویی : ((طفلک بیچاره!)) اگر قلب من از جنس نان بود چندین کودک می توانست آن را بخورد! و تو ! ای فرمانده چه چیز مانع از آن می شود که بمب هایت را به شکل نان نسازی؟ آنگاه در پایان جنگ ها , هر سربازی می توانست خوشحال به خانه بازگردد با سبدی از بمب های برشته و خوشبو. اما این فقط یک رویاست
|+| نوشته شده توسط a.h.m در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 13:53
|
<.................................................................................................................................