تبليغاتX
جملات زیبا و عکس های زیبا و ...
جملات زیبا و عکس های زیبا و ...
صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی
دکتر علی شریعتی

1

پروردگارم ،مهربان من

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...

در هراس دم می زنم 

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"

"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"

دردم ، درد "بی کسی" بود

                                                    (( دکتر علی شریعتی))

خدایا ...

خدایا به من زیستنی عطا کن، که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردنی عطا کن که بربیهودگیش سوگوار نباشم . برای اینکه هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند. خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت .

خدایا رحمتی کن تا ایمان ، نان ونام برایم نیاورد ، قدرتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم ، تا از آنهایی باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند ، نه از آنهایی که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند .

 

روحش شاد.

|+| نوشته شده توسط a.h.m در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 22:47 |

نشانی

« نشانت می دهد هر دم به انگشت عصا پیری                                                    

 که مرگ این جاست یا اینجاست یا این جاست...»

 

|+| نوشته شده توسط a.h.m در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 12:28 |

احمدی نژاد

 

   ادامه ی مطلب را در ادامه ی مطلب ببینید.
 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط a.h.m در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 17:20 |

نان

من در نانوایی , قلبی دیدم از جنس نان,

قلبی بزرگ,گرم و خوشبو,

و فکر کردم((اگر من قلبی از جنس نان داشتم چند کودک می توانست آن را بخورد!

یک لقمه برای تو ,دوست من

برای تو که گرسنه ای !

یک لقمه از این نان قلبی برای توست

و برای تو ,و برای تو!))

به کودکی که گرسنه است و می ترسد

کافی نیست که بگویی((دوستت دارم!))

وقتی که کودکی را گریان می بینی

کافی نیست که بگویی : ((طفلک بیچاره!))

اگر قلب من از جنس نان بود

چندین کودک می توانست آن را بخورد!

و تو ! ای فرمانده

چه چیز مانع از آن می شود که

بمب هایت را به شکل نان نسازی؟

آنگاه در پایان جنگ ها , هر سربازی

می توانست خوشحال به خانه بازگردد

با سبدی از بمب های برشته و خوشبو.

اما این فقط یک رویاست

hunger-sm.jpg

|+| نوشته شده توسط a.h.m در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 13:53 |

<.................................................................................................................................